چهارشنبه14تیر91
نیمه شعبان امسال 5شنبه بود. روز 4شنبه تو مهد کودک کشاورزی جشن بود. و قرارشد بچه ها رو زود تحویل بگیریم. منم آویسا رو از مهد گرفتم ومجبور شدم بیارمش اداره. آویسا خانوم هم که چی بگم مشغول دست زدن به همه چیز شد و دلش می خواست همش رو کیبورد بدبخت من بکوبه. خلاصه با خاله نرگس مهارش کردیم اینم چند تا عکس از اولین باری که آویسا اومد تو اداره مامانی... ...








